Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گازرشوی

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑzraʃˌuːje/ تلفظ :‌ [g'AzRaS,u:je]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گازشوی وِنتوری
  • گازشوی ونتوری
  • سوگیری گزارشی
  • گازرشست
  • گازرو
  • گازروئیه
  • گازروار
  • گازرگری
  • گازری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گازرشوی. [ زُ / زَ ] ( ن مف مرکب ) لباس شسته. جامه سفیدشده. سپیدشده در اشعار ذیل :
روز چون جامه کرد گازرشوی
رنگرزوار شب شکست سبوی.
نظامی.
چو گازرشوی گردد جامه جام
خورد مقراضه مقراض ناکام.
نظامی ( خسروو شیرین چ وحید ص 39 ).

فرهنگ عمید

۱. جامۀ شسته و پاک شده.
۲. (صفت ) ویژگی جامه ای که گازر آن را شسته باشد.

فرهنگ فارسی

جام. شسته لباس شسته و سفید شده : چو گازر شوی گردد جام. جام خورد مقراض. مقراض ناکام . ( خسرو و شیرین )

کلمات مرتبط

  • گازشوی وِنتوری
  • گازشوی ونتوری
  • سوگیری گزارشی
  • گازرشست
  • گازرو
  • گازروئیه
  • گازروار
  • گازرگری
  • گازری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات