Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گازری

تلفظ بین المللی : /ɡɑzˈori/ تلفظ :‌ [gAz'oRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • گازری کرده
  • گازری کردن
  • رسته گاری
  • ژنگان گزاری
  • ستیز گاری
  • سحابی گازی
  • سخن گزاری
  • سَوانگاری گازی
  • سَوانگاری گازی مویینه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گازری. [ زُ / زَ ] ( حامص ) رخت شویی. کار گازر. شغل گازر. قصارت. ( دهار ). قصار. ( منتهی الارب ) : گازری از بهر چه دعوی کنی چون که نشویی خود دستار خویش.ناصرخسرو.به صابون دین شوی مر جانت رابیاموز کاین بس نکو گازری است.ناصرخسرو.وآنگهی فرزند گازر گازری سازد ز توشوید و کوبد ترا در زیر کوبین زرنگ.؟ ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 387 ).صلح جدا کن ز جنگ زانکه نه نیکو بوددستگه شیشه گر، پایگه گازری.سنائی.گازری ا...

فرهنگ عمید

شغل و عمل گازر، رخت شویی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به گازر .

کلمات مرتبط

  • گازری کرده
  • گازری کردن
  • رسته گاری
  • ژنگان گزاری
  • ستیز گاری
  • سحابی گازی
  • سخن گزاری
  • سَوانگاری گازی
  • سَوانگاری گازی مویینه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات