کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رسته گاری
تلفظ بین المللی :
/rˈasteː ɡˈɑri/
تلفظ :
[R'aste: g'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رسته گار
رستگاری
رستگاری دادن
رستگاری داشتن
رستگاری یافتن
رستگاری از راه نیکوکاری
رستگاری بخش
سپاه رستگاری
رستگاری در شاوشنک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رسته گاری. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) رستگاری. رجوع به رستگاری شود.
فرهنگ فارسی
رستگاری نجات یا آمرزش
کلمات مرتبط
رسته گار
رستگاری
رستگاری دادن
رستگاری داشتن
رستگاری یافتن
رستگاری از راه نیکوکاری
رستگاری بخش
سپاه رستگاری
رستگاری در شاوشنک
نظرات