معانی کلمه : کول کردن
لغت نامه دهخدا
کول کردن. [ کو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت. ( فرهنگ فارسی معین ). بر پشت برداشتن کسی یا چیزی را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کول گرفتن. کسی را بر پشت خود گرفتن و راه بردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). و رجوع به کول ( معنی اول ) و ترکیب های آن شود.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . )(عا. ) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت .
در تداول عامه حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت . کول گرفتن
در تداول عامه حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت . کول گرفتن
مترادف و متضاد
piggyback (فعل)
بر پشت خود سوار کردن، کول کردن، پرپشت یا شانه سوار شدن
pick-a-back (فعل)
کول کردن
واژه نامه بختیاریکا
ور گِریدِن
