Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوت کردن

تلفظ بین المللی : /kˈuːt kˈardan/ تلفظ :‌ [k'u:t k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زبان کوته کردن
  • کشت کردن
  • کوچ کردن
  • کوژ کردن
  • کوک کردن
  • کوته کردن
  • کوج کردن
  • کود کردن
  • کور کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوت کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توده کردن. روی هم انباشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). بر هم نهادن چون خرمنی خرد یابزرگ. تل کردن. کپه کردن. قبه کردن. چون نیم کره ای فراهم کردن. بر هم نهادن چیزی را بر زمین یا بر ظرفی بدان سان که برسوی آن اندکی به استداره گراید، چون قبه ای و گنبدی. عرب کَود و مشتقات آن را از این کلمه گرفته است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : هرچه بینی ز مردمان مستان هرچه یابی ز حرص کوت ...

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م . ) توده کردن ، انباشتن روی هم .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) توده کردن روی هم انباشتن : هر چه بینی ز مردمان مستان هر چه یابی ز حرص کوت مکن . ( بارانی )

کلمات مرتبط

  • زبان کوته کردن
  • کشت کردن
  • کوچ کردن
  • کوژ کردن
  • کوک کردن
  • کوته کردن
  • کوج کردن
  • کود کردن
  • کور کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات