کوته کردن . [ ت َ / ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بچه کردن سگ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کوته (با های غیرملفوظ) شود.
کوته کردن. [ ت َه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوتاه کردن شود.- کوته کردن دست از چیزی ؛ از تصرف در آن خودداری کردن. احتراز کردن از مداخله در آن. دوری و اجتنا...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - کم کردن طول یا ارتفاع چیزی . ۲ - کاستن . ۳ - قطع کردن . بچه کردن سگ