Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کول

تلفظ بین المللی : /kˈuːl/ تلفظ :‌ [k'u:l]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کُول
  • کول خس
  • کول پز
  • کول پزی
  • کول کردن
  • کول کیش
  • کول گرفتن
  • کول اسپن
  • کول بخاردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کول . (اِخ )باب کول محله ای است در شیراز. (از معجم البلدان ).

کول . [ ک َ وَ ] (اِخ ) نام قصبه ای است از ولایت فارس . (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء). ظاهراً مصحف گوک موضعی در کرمان است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

کول . (اِخ )دهی از بخش شیب آب که در شهرستان زابل واقع است و 2400 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرا...

فرهنگ عمید

گول۲#NAME?

کولیدن#NAME?

دوش؛ کتف؛ کوله.

حلقه‌های بزرگ سفالی یا سیمانی در مجرای قنات یا فاضلاب که مانع نشست یا ریزش آن می‌شود.

پوستینی از جنس پوست گوسفند: ◻︎ میفکن کَوَل گرچه خوار آیدت / که هنگام سرما به کار آیدت (نظامی۵: ۸۱۷‌).

حلقه های بزرگ سفالی یا سیمانی در مجرای قنات یا فاضلاب که مانع نشست یا ریزش آن می شود.پوستینی از جنس پوست گوسفند: میفکن کَوَل گرچه خوار آیدت / ...

فرهنگ معین

(اِ.) گلیم و پلاس کهنه .

(اِ.) 1 - کتف ، دوش . 2 - آبگیر، برکه .

(اِ.) پشت ، به ویژه بخش بالای پشت انسان یا حیوان ، گُرده .

(اِ. ) گلیم و پلاس کهنه .
(اِ. ) پشت ، به ویژه بخش بالای پشت انسان یا حیوان ، گُرده .
(اِ. ) ۱ - کتف ، دوش . ۲ - آبگیر، برکه .

فرهنگ فارسی

هندوانه
دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل واقع در ۲٠ کیلومتری شمال سکوه جلگه و گرم معتدل دارای ۲۴٠٠ تن سکنه محصول غله پنبه لبنیات صنعت دستی قالیچه بافی .
( اسم ) تپه پشته .
کوله خاس . درختچه ایست که در کلیه نقاط مرطوب جنگلهای شمال فراوان است .

دانشنامه عمومی

[kul] حوض؛ کتف، شانه.

کول ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:کول (دیواندره)کول (زبان برنامه نویسی)wiki: زبان برنامه نویسی است که به وسیلهٔ الکساندر ایکن برای استفاده در پروژهٔ درس کامپایلر طراحی شد. با اینکه که COOL برای یک پروژهٔ درسی، به اندازهٔ کافی جمع وجور است، اما خیلی از ویژگی های زبان های برنامه نویسی جدید مثل شی ها، قابلیت مدیریت حافظهٔ خودکار، نوع بندی ایستا به طور قوی و...

گویش مازنی

گلپر

پوست،پوسته،تفاله ی هر چیز

۱کوهان گاونر ۲شانه و کتف آدمی

۱دوش،شانه ۲بلندی تپه – برآمدگی

/kool/ دوش، شانه - بلندی تپه – برآمدگی & پوست، پوسته، تفاله ی هر چیز & کوهان گاونر - شانه و کتف آدمی & گلپر

گویش بختیاری

ستون چوبى زیر سقف.

مترادف و متضاد

پلاس، گلیم

دوش، شانه، کتف

آبگیر، استخر، تالاب، تالاب، کولاب

۱. دوش، شانه، کتف
۲. پلاس، گلیم
۳. آبگیر، استخر، تالاب، تالاب، کولاب

piggyback (قید)
کول

pick-a-back (قید)
کول

واژه نامه بختیاریکا

( کول (کِوِلی) * ) چرم گاو؛ نیم تنه چرمی؛ لباس از چرم گاو؛ لباس مندرس
( کول + ) لانه مرغ
جاهای مرتفع کوه
خشک
کمر
جُر
جُر؛ مُل؛ گُردِه؛ مُل؛ کُلماتن؛ کُلماتِ؛ کَوکُلم؛ کَوول

کلمات مرتبط

  • کُول
  • کول خس
  • کول پز
  • کول پزی
  • کول کردن
  • کول کیش
  • کول گرفتن
  • کول اسپن
  • کول بخاردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات