Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کول پزی

تلفظ بین المللی : /kˈuːl pˈazi/ تلفظ :‌ [k'u:l p'azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کوره کول پزی
  • پای کوب
  • پای کوب شدن
  • پای کوب کردن
  • کولج بالا و پای
  • پای ریشه کوه
  • پای کوه سفید
  • کل ول قلمرو پایتختی استرالیا
  • کوه نشین پایان بازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کول پزی. [ ک َ وَ پ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل کول پز. رجوع به کول پز و کول شود. || ( اِ مرکب ) کوره یا جایی که کول پزند.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل کول پز یا کوره یا جایی که کول پزند.

کلمات مرتبط

  • کوره کول پزی
  • پای کوب
  • پای کوب شدن
  • پای کوب کردن
  • کولج بالا و پای
  • پای ریشه کوه
  • پای کوه سفید
  • کل ول قلمرو پایتختی استرالیا
  • کوه نشین پایان بازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات