Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کهنه سواری

تلفظ بین المللی : /kˈohneː savˈɑri/ تلفظ :‌ [k'ohne: sav'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کهنه سوار
  • کهنه سوار شیردل
  • قنات حاج یحیی کهنه ساری
  • کینه خواریه
  • کهنه
  • کهنه اسلام
  • کهنه حریف
  • کهنه خاکدان
  • کهنه خر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کهنه سواری. [ ک ُ ن َ / ن ِ س َ ] ( حامص مرکب ) آزمودگی در سواری. || کهنه کاری در جنگ. || ( اصطلاح زورخانه ) مرشدی زورخانه. تعلیم کشتی گیری و ورزش باستانی. ( فرهنگ فارسی معین ) :
با خلق جهان کشتی همت شودم پاک
گر مشعل دولت کندم کهنه سواری.
محسن تأثیر ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - آزمودگی در سواری . ۲ - کهنه کاری در جنگ . ۳ - ( زورخانه ) مرشدی زورخانه تعلیم کشتی گیری و ورزش باستانی : با خلق جهان کشتی همت شودم پاک گر مشعل دولت کندم کهنه سواری . ( محسن تاثیر )

کلمات مرتبط

  • کهنه سوار
  • کهنه سوار شیردل
  • قنات حاج یحیی کهنه ساری
  • کینه خواریه
  • کهنه
  • کهنه اسلام
  • کهنه حریف
  • کهنه خاکدان
  • کهنه خر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات