کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کهنه-خر | کلماتور
معانی کلمه : کهنه خر
تلفظ بین المللی :
/kˈohneː xˈar/
تلفظ :
[k'ohne: x'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کهنه خری
خرمن کهنه به
خرمن کهنه به باد دادن
تپه های کهنه خرابه
تپه کهنه خردمند
حمام کهنه خرامه
قلعه کهنه خان خروین
کهنه قلعه خرمان
کهن خرابات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کهنه خر. [ ک ُ ن َ / ن ِ خ َ ] ( نف مرکب ) کهنه خرنده.خرنده اثاث کهنه. خُلْقانی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). خریدار اسباب و وسایل مستعمل و دست دوم.
فرهنگ فارسی
کهنه خرنده ٠ خرند. اثاث کهنه ٠ خریدار اسباب و وسایل مستعمل و دست دوم ٠
مترادف و متضاد
knacker
(اسم)
کهنه خر، بنجل خر، یابو خر
ragman
(اسم)
کهنه خر، کهنه فروش
کلمات مرتبط
کهنه خری
خرمن کهنه به
خرمن کهنه به باد دادن
تپه های کهنه خرابه
تپه کهنه خردمند
حمام کهنه خرامه
قلعه کهنه خان خروین
کهنه قلعه خرمان
کهن خرابات
نظرات