کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : کنشته
تلفظ بین المللی :
/kanˈaʃteː/
تلفظ :
[kan'aSte:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اهک کشته
طلای کشته
فرانش ـ کنته
کاشته
کرشته
کشته
کشته اب
کشته زار
کشته سوز
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کنشته. [ ک ِ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) کنشت : که گبر و ترسا و جهود و بت پرست روا نمی دارد که آتشکده و کلیسیا و کنشته و بتخانه را رنجی رسد. ( راحة الصدور راوندی ).
کلمات مرتبط
اهک کشته
طلای کشته
فرانش ـ کنته
کاشته
کرشته
کشته
کشته اب
کشته زار
کشته سوز
نظرات