Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاشته

تلفظ بین المللی : /kˈɑʃteː/ تلفظ :‌ [k'ASte:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کاشته کلیجار هکاردن
  • خود کاشته
  • رژیم سدیم کاسته
  • شخم ـ کاشت
  • اهک کشته
  • شیرین کاشتن
  • طلای کشته
  • طوق کاشتینه
  • علف کُش پس کاشت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کاشته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) زراعت شده. ( ناظم الاطباء ). مزروع. مُزدَرَع. کشته. مغروس. مغروسه. نشانده. || زحمت کشیده. ( ناظم الاطباء ). || افراخته. رجوع به افراخته شود. || ( اِ ) تخم و بذر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. درختی که بر زمین نشانده شده.
۲. تخمی که زیر خاک کرده شده.

فرهنگ معین

(تِ ) (ص مف . ) زراعت شده ، نشانده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) زراعت شده فلاحت شده مزروع .

مترادف و متضاد

۱. کشت، کشته، مزروع
۲. غرس، نشانده


کلمات مرتبط

  • کاشته کلیجار هکاردن
  • خود کاشته
  • رژیم سدیم کاسته
  • شخم ـ کاشت
  • اهک کشته
  • شیرین کاشتن
  • طلای کشته
  • طوق کاشتینه
  • علف کُش پس کاشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات