معانی کلمه : کمان دوخم
فرهنگ فارسی
کمانی که دو سر آن، پیش از زه کردن، روبهعقب خمیدگی دارد
فرهنگستان زبان و ادب
{recurve bow, recurve} [ورزش] کمانی که دو سر آن، پیش از زه کردن، روبه عقب خمیدگی دارد

کمانی که دو سر آن، پیش از زه کردن، روبهعقب خمیدگی دارد