Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کمان انداختن

تلفظ بین المللی : /kamˈɑn andˈɑxtan/ تلفظ :‌ [kam'An and'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کمان
  • کمان 1
  • کمان 2
  • کمان 3
  • کمان آتشفشانی
  • کمان افراز
  • کمان افراشتن
  • کمان اور
  • کمان تفنگی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کمان انداختن. [ ک َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کمان افکندن. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ) :
هلال را به حریفان نموده ام سنجر
که پیش ابروی آن جنگجو کمان انداخت.
سنجر کاشی ( از آنندراج ).
و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کمان افکندن : ( هلال را بحریفان نموده ام سنجر . که پیش ابروی آن جنگجو کمان انداخت ) . ( سنجر کاشی )

کلمات مرتبط

  • کمان
  • کمان 1
  • کمان 2
  • کمان 3
  • کمان آتشفشانی
  • کمان افراز
  • کمان افراشتن
  • کمان اور
  • کمان تفنگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات