Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کبود پوش

تلفظ بین المللی : /kˈabud pˈuːʃ/ تلفظ :‌ [k'abud p'u:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کبود پوشیدن
  • کود پاش
  • کبودپوش
  • کبودوش
  • دول کبودخوشادول
  • کبود
  • کبود ایوان
  • کبود بر
  • کبود تشت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کبودپوش. [ ک َ ] ( نف مرکب ) که کبود پوشد. که جامه کبود به تن کند. ازرق پوش :
گاهی کبودپوش چو خاک است و همچو خاک
گنجور رایگان و لگدخسته عوام.
خاقانی.
دل را کبودپوش صفا کرده ایم از آنک
خاقانی فلک دل خورشیددیده ایم.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که جامه برنگ کبود پوشد نیلی پوش نیلگون پوش . توضیح صفت صوفیان آید : [ چون چشم من بر میهنه آمد جمل. صحرا کبود دیدم از بس صوفی کبود پوش ک بصحرا بیرون آمده بودند ] . ( اسرار التوحید ) و نیز صفت آسمان و فلک : [ که اگر گوش. چشم بخشم بر فلک کبود پوش سرخ کردی روی روز سیاه شدی ] .

کلمات مرتبط

  • کبود پوشیدن
  • کود پاش
  • کبودپوش
  • کبودوش
  • دول کبودخوشادول
  • کبود
  • کبود ایوان
  • کبود بر
  • کبود تشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات