معانی کلمه : کبود تشت
لغت نامه دهخدا
کبود تشت. [ ک َ ت َ ] ( اِ مرکب ) تشت کبود. تشت نیلی. || کنایه از فلک و چرخ و آسمان است. کبودطست. کبود طشت. رجوع به کبود طست و کبود طشت شود.
فرهنگ عمید
آسمان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آسمان .
کنایه از فلک و چرخ و آسمان است
کنایه از فلک و چرخ و آسمان است
