معانی کلمه : کبود خراس
لغت نامه دهخدا
کبود خراس. [ ک َ خ َ ] ( اِ مرکب ) آسیای کبودرنگ. || کنایه از آسمان است. کبود حصار. کبود طشت :
ای خداوند این کبود خراس
بر تو از بنده صد هزار سپاس.
ای خداوند این کبود خراس
بر تو از بنده صد هزار سپاس.
فرهنگ فارسی
آسیای کبود رنگ کنایه از آسمان است
