کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کاهل شدن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑhel ʃˈodan/
تلفظ :
[k'Ahel S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کامل شدن
مفصل سازی کامل شانه
کارل شانزدهم
کارل گوستاف شانزدهم سوئد
کاهل
کاهل اباد
کاهل رو
کاهل قدم
کاهل قدمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاهل شدن. [ هَِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تنبل و سست شدن. تن آسان گشتن :
رمز الکاسب حبیب اﷲ شنو
از توکل در سبب کاهل مشو.
مولوی.
فرهنگ فارسی
تنبل و سست شدن
کلمات مرتبط
کامل شدن
مفصل سازی کامل شانه
کارل شانزدهم
کارل گوستاف شانزدهم سوئد
کاهل
کاهل اباد
کاهل رو
کاهل قدم
کاهل قدمی
نظرات