Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کافور جودانه

تلفظ بین المللی : /kˈɑfuːr dʒuːdˈɑneː/ تلفظ :‌ [k'Afu:R dZu:d'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کافور
  • کافور اخشیدی
  • کافور اسفرم
  • کافور اسپرم
  • کافور بو
  • کافور بو ی
  • کافور بویه
  • کافور خشک
  • کافور خوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کافور جودانه. [ رِ ج َ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نوعی کافور است بغایت خوشبوی ، بوئیدن آن درد سر را نافع باشد و خوردن آن قطع شهوت جماع کند. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( شعوری ج 2 ص 258 ). کافور رباحی. رجوع به کافور و کافور رباحی شود.

فرهنگ فارسی

نوعی کافور است بغایت خوشبوی بوئیدن آن درد سر را نافع باشد و خوردن آن قطع شهوت جماع کند

کلمات مرتبط

  • کافور
  • کافور اخشیدی
  • کافور اسفرم
  • کافور اسپرم
  • کافور بو
  • کافور بو ی
  • کافور بویه
  • کافور خشک
  • کافور خوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات