معانی کلمه : کاغذ هوائی
لغت نامه دهخدا
کاغذ هوائی. [ غ َ ذِ هََ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کاغذی باشد که اکثر طفلان به ریسمان بسته به هوا سر دهند. ( آنندراج ). بادبادک :
به باد رفته طفلی است گرد هستی من
که نامه های مرا کاغذ هوائی کرد.زاهد ز خفت عقل خود رابرد به معراج
گر ریسمان دهندش چون کاغذ هوائی.
به باد رفته طفلی است گرد هستی من
که نامه های مرا کاغذ هوائی کرد.زاهد ز خفت عقل خود رابرد به معراج
گر ریسمان دهندش چون کاغذ هوائی.
فرهنگ فارسی
کاغذی است که اکثر طفلان بریسمان بسته به هوا سر دهند بادبادک
