Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاروژ

تلفظ بین المللی : /kˈɑruːʒ/ تلفظ :‌ [k'ARu:Z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کاروژول
  • سرخرگ کاروتید
  • اهرن کارولین
  • اوتس جویس کارول
  • با کاروان حله
  • کاراوژول
  • کارفژول
  • کارو
  • کاروان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کاروژ. ( اِخ ) شهری از سوئیس کمون «ژنو» در ساحل «ارو» . دارای 7900 تن سکنه است. صنایع آن ساعت سازی و فلزکاریست.

فرهنگ فارسی

شهری از سوئیس

کلمات مرتبط

  • کاروژول
  • سرخرگ کاروتید
  • اهرن کارولین
  • اوتس جویس کارول
  • با کاروان حله
  • کاراوژول
  • کارفژول
  • کارو
  • کاروان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات