معانی کلمه : کارو
لغت نامه دهخدا
کارو. (اِخ ) (قلعه ٔ...) قلعه ٔ کهرود که بعدها به کارو معروف شد (با کهرود مقایسه شود). (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد، تألیف هَ . ل رابینو، ترجمه ٔ وحید مازندرانی ص 115).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فیلسوف روحی و اخلاقی فرانسوی ( و . پو آتیه ۱۸۲۶ - ف . ۱۸۸۷ م . ) وی عضو آکادمی فرانسه بود .
قلعه کهرود
قلعه کهرود
دانشنامه عمومی
نوید دهنده
نامی ارمنی ایرانی به معنی بشارت دهنده
در گویش بادرودی، «کارُو» را به معنی «تار عنکبوت و نشانه کثیفی محل» می شناسند و معتقدند که اگر این تارها در اتاقی باشد نشانه نامیمونی محل است و بهترین زمان حذف این کارو، فصل خانه تکانی نوروز است و حتی اعتقاد دارند وجود کارو در اتاق، فقر می آورد .
گویش مازنی
از قلعه های قدیمی در دهکده کهرود دلارستاق آمل
/kaaroo/ از قلعه های قدیمی در دهکده کهرود دلارستاق آمل
فرهنگ اسم ها
اسم: کارو (پسر) (ارمنی) (تلفظ: karo) (فارسی: کارو) (انگلیسی: karo)
معنی: راهنما
معنی: راهنما
