Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ژند

تلفظ بین المللی : /ʒˈand/ تلفظ :‌ [Z'and]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیجملات نمونهمترادف و متضاد
  • ژند رود
  • ژند ژند
  • ژند و است
  • ژند و استا
  • افسون ژند
  • ژنده
  • ژنده رزم
  • ژنده شدن
  • ژنده شیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیجملات نمونهمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ژند. [ ژَ ] (اِخ ) مخفف ژنده رزم :
به شایسته کاری برون رفت ژند
گوی دید برسان سرو بلند.

فردوسی .


ز فتراک زین برگشایم کمند
بخواهم از ایرانیان کین ژند.

فردوسی .


ژند. [ ژَ ] (ص ، اِ) پاره .کهنه . (برهان ). جامه ٔ مندرس . خرقه . (برهان ). ژنده . دلق . مطلق کهنه و پاره . رکو...

فرهنگ عمید

ژِنده#NAME?

= ژِنده

فرهنگ معین

(ژَ) (اِ.) کهنه .

( ~.) (اِ.) آتش زنه .

(ژَ ) (اِ. ) کهنه .
( ~. ) (اِ. ) آتش زنه .

فرهنگ فارسی

ژنده، مندرس، کهنه و پاره

( اسم ) آتش زنه چخماق .
مخفف ژنده رزم .

جملات نمونه

لباس‌های ژنده‌ی آن گدای پیر

the tattered clothes of that old beggar

مترادف و متضاد

آتش‌زنه، چخماق

پاره، خرقه، کهنه

۱. پاره، خرقه، کهنه
۲. آتشزنه، چخماق


کلمات مرتبط

  • ژند رود
  • ژند ژند
  • ژند و است
  • ژند و استا
  • افسون ژند
  • ژنده
  • ژنده رزم
  • ژنده شدن
  • ژنده شیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات