Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چیرگی کردن

تلفظ بین المللی : /tʃirˈeɡi kˈardan/ تلفظ :‌ [tSiR'egi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چربی دار کردن
  • چرمی کردن
  • چربی کردن
  • خیرگی کردن
  • چیرگی
  • چیرگی اطلاعاتی
  • چیرگی انتهایی
  • چیرگی اشکانیان بر ارمنستان
  • چیرگی انسان نخستین بر اتش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چیرگی کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دلاوری کردن. شجاعت از خود نشان دادن : بدان کس دهم چیز او را که چیزاز او بستد و چیرگی کرد نیز.فردوسی.چیرگی کردن در شعر ذیل از فرخی شاید به معنی پیشدستی کردن باشد : به روز جنگ مر او را ( باز ) به چشم بسته برندنه زآن قبل که ز جنگ آیدش نهیب و ملال ولیکن از پی آن کو چو خصم دید ز دوربی آنکه وقت بود چیرگی کند به قتال.فرخی.|| گستاخ شدن. بی ادب شدن. || غضبناک شدن....

فرهنگ فارسی

دلاوری کردن . شجاعت از خود نشان دادن . یا گستاخ شدن . بی ادب شدن .

کلمات مرتبط

  • چربی دار کردن
  • چرمی کردن
  • چربی کردن
  • خیرگی کردن
  • چیرگی
  • چیرگی اطلاعاتی
  • چیرگی انتهایی
  • چیرگی اشکانیان بر ارمنستان
  • چیرگی انسان نخستین بر اتش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات