کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چرمی کردن
تلفظ بین المللی :
/tʃˈarmi kˈardan/
تلفظ :
[tS'aRmi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پرداخت کردن چرم
چربی دار کردن
هم چشمی کردن با
هم چشمی کردن
چربی کردن
خیره چشمی کردن
چرمی
چرمی مزار
صندلی چرمی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
leather
(فعل)
شلاق زدن، چرمی کردن، چرم گذاشتن به
کلمات مرتبط
پرداخت کردن چرم
چربی دار کردن
هم چشمی کردن با
هم چشمی کردن
چربی کردن
خیره چشمی کردن
چرمی
چرمی مزار
صندلی چرمی
نظرات