Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چیرگی

تلفظ بین المللی : /tʃirˈeɡi/ تلفظ :‌ [tSiR'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • چیرگی اطلاعاتی
  • چیرگی انتهایی
  • چیرگی کردن
  • چیرگی اشکانیان بر ارمنستان
  • چیرگی انسان نخستین بر اتش
  • چیرگی دروغین
  • چیرگی راسی
  • جنگ چیرگی اطلاعاتی
  • سفر به غرب چیرگی بر ارواح خبیث
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

چیرگی. [ رَ / رِ] ( حامص ) حالت و چگونگی چیره. چیره بودن. چیر بودن.غلبه. تسلط. قهر. سیطره. استیلاء. پیروزی. تفوق. برتری. دست. ید. ( یادداشت مؤلف ). زبردستی : چوآمد به تخت اندرون تیرگی گرفتند ترکان برآن چیرگی. فردوسی.همه چیرگی با منوچهر بودکزو مغز گیتی پر از مهر بود.فردوسی.درآمد به تاج اندرون خیرگی گرفتند پرمایگان چیرگی.فردوسی.بدین ستودگی و چیرگی به کار کمان ازین ستوده تر و چیره تر به کار قلم.فرخی...

فرهنگ عمید

۱. پیروزی.
۲. غلبه.

فرهنگ معین

(رِ ) [ په . ] (حامص . ) ۱ - پیروزی . ۲ - تسلط .

دانشنامه آزاد فارسی

چیرِگی (dominance)در ژنتیک، پوشیده شدن یک الل (اَشکال گوناگون یک ژن) با الل (دگره) دیگر. اگر فردی ناخالصدارای یک الل رنگ چشم آبی و یک الل رنگ چشم قهوه ای باشد، رنگ چشمانش قهوه ای خواهد بود. در این جا، به الل چشمان آبی نهفته و به الل چشمان قهوه ای چیره (بارز) می گویند. برای هر صفت وراثتی در گیاهان یا جانوران، همیشه دو ژن در یاخته ها یافت می شود که آن صفت را تعیین می کند. طول قامت، رنگ چشم و توانایی...

فرهنگ فارسی

۱ - غلبه ظفر پیروزی ۲ - تسلط استیلا .

چیره بودن یک گونه بر اجتماع زیستی ازلحاظ اندازه و پوشش و فراوانی

دانشنامه عمومی

برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ ویکی پدیا:سره نویسی و ویکی پدیا:قواعد نام گذاری را ببینید.چیرگی (Dominance) در ژن شناسی، رابطهٔ میان دگره های یک ژن را بررسی می کند که در صورت تفاوت دو الل یک ژن الل چیره در فنوتیپ بروز می کند.هر ژن بر روی کروموزوم، جایگاه ویژه ای دارد. در این جایگاه ویژه نوکلئوتیدها چیده شده اند که به آن چیدمان می گویند.یک ژن در جایگاه ویژهٔ خود بر روی کروموزوم می تواند دارای چیدمان های ...

مترادف و متضاد

استیلا، پیروزی، تسلط، سلطه، سیطره، ظفر، غلبه

courage (اسم)یارایی، مروت، چیرگی، شجاعت، دلیری، جرات، رشادت، دلاوریvictory (اسم)پیروزی، چیرگی، غلبه، فتح، فتح و ظفر، نصرت، ظفر، فیروزیviolence (اسم)تندی، شدت، سختی، ستیز، بی حرمتی، جبر، خشونت، چیرگی، فشار، ستم، زور، بیدادگری، اشتلمproficiency (اسم)مهارت، چیرگی، زبر دستی، کارایی، تخصصdomination (اسم)تفوق، استیلاء، تسلط، چیرگی، غلبه، سلطه، فرمانروای...

فرهنگستان زبان و ادب

{dominance} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] چیره بودن یک گونه بر اجتماع زیستی ازلحاظ اندازه و پوشش و فراوانی

کلمات مرتبط

  • چیرگی اطلاعاتی
  • چیرگی انتهایی
  • چیرگی کردن
  • چیرگی اشکانیان بر ارمنستان
  • چیرگی انسان نخستین بر اتش
  • چیرگی دروغین
  • چیرگی راسی
  • جنگ چیرگی اطلاعاتی
  • سفر به غرب چیرگی بر ارواح خبیث
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات