معانی کلمه : چنگ قلاب
لغت نامه دهخدا
چنگ قلاب. [ چ َ ق ُل ْ لا ] ( اِ مرکب ) چنگی که دارای قلاب است و بدان اشیاء را از محلی نزدیک کشند. عودق. عدوقه. عودقه. رجوع به چنگک شود.
فرهنگ فارسی
چنگی که دارای قلاب است و بدان اشیائ را از محلی نزدیک کشند . عودق . عدوقه . عودقه .
