Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ چرغنده

تلفظ بین المللی : /tʃarq1ˈande/ تلفظ :‌ [tSaRq1'ande]
لغت نامه دهخدا
  • سکوب چرخنده
  • ماشین چرخنده
  • هر چیز چرخنده
  • چرنده
  • چرانده
  • چربنده
  • چرغند
  • چرونده
  • چرخنده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

چرغنده. [ چ َ غ َ دَ / دِ ] ( اِ ) بمعنی چرغند است ، که چراغ باشد. ( برهان ). چراغ. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || چرغند. که چرغدان و چراغپایه باشد. ( برهان ). چراغپایه. ( جهانگیری ). || روده گوسفند بگوشت و مصالح آکنده را نیز گویند. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ). رجوع به چرغند شود.

کلمات مرتبط

  • سکوب چرخنده
  • ماشین چرخنده
  • هر چیز چرخنده
  • چرنده
  • چرانده
  • چربنده
  • چرغند
  • چرونده
  • چرخنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات