کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چربنده | کلماتور
معانی کلمه : چربنده
تلفظ بین المللی :
/tʃarbˈande/
تلفظ :
[tSaRb'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سر چسبنده
شن چسبنده
الت چسبنده
چسبنده
خار چسبنده
سکوب چرخنده
کیپ و چسبنده
ماده چسبنده و لزج
ماده چسبنده گندم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چربنده. [ چ َ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) برتری دارنده در وزن. سنگین در وزن نسبت به چیز دیگری :
بیک جو که چربنده شد سنگ خام
بدان خشکیش چرب کردند نام.
نظامی.
فرهنگ عمید
۱. برتری دارنده.
۲. دارای فزونی و برتری: به یک جو که چربنده شد سنگ خام / بدان خشکی اش چرب کردند نام (نظامی۶: ۱۰۹۷ ).
فرهنگ فارسی
برتری دارنده در وزن . سنگین در وزن نسبت به چزی دیگری .
کلمات مرتبط
سر چسبنده
شن چسبنده
الت چسبنده
چسبنده
خار چسبنده
سکوب چرخنده
کیپ و چسبنده
ماده چسبنده و لزج
ماده چسبنده گندم
نظرات