چرنده. [ چ َ رَ دَ / دِ ] ( نف )حیوانی که چرا میکند. حیوان چرنده مقابل حیوان پرنده. ( ناظم الاطباء ). حیوان گیاه خور. ( فرهنگ نظام ). مقابل پرنده از حیوان و شامل حیوانات بحری نشود. دام. سائِم. سَوام. ( منتهی الارب ). ج ، چرندگان : چرنده دیولاخ آکنده پهلوتنی فربه ، میان چون موی لاغر.عنصری..... یا باغ یا چرنده یا کشت یا بستان یا ازین اقسام ملک که عادت بداشتن آن جاری باشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318 ...
فرهنگ عمید
حیوان علف خواری که چرا می کند، چراکننده.
فرهنگ معین
(چَ رَ دِ ) (ص فا. ) حیوان علفخوار که چرا کند. ج . چرندگان .