معانی کلمه : پیشادست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. اجرت پیش از کار، مزدی که پیش از کار کردن به مزدور بدهند.
۲. [مقابلِ پسادست] معاملۀ نقد: ستد و داد جز به پیشادست / داوری باشد و زیان و شکست (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۷ ).
۲. [مقابلِ پسادست] معاملۀ نقد: ستد و داد جز به پیشادست / داوری باشد و زیان و شکست (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۷ ).
فرهنگ معین
(دَ ) (اِمر. ) ۱ - دستمزد پیش از انجام کار. ۲ - معاملة نقد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- مزد پیشی که قبل از انجام دادن کار بفروشنده یا کننده دهند اجرت پیشی بیعانهمقابل پسا دست . ۲- وجهی که هنگام خریدن چیز بفروشنده دهند نقد مقابل نسته پسادست : ستد و داد جز به پیشا دست داوری باشد و زیان و شکست . ( لبیبی ) ۳- پیشدست مقدم . ۴- پیشدستی تقدم .
