Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناخن پیراستن

تلفظ بین المللی : /nˈɑxon pirˈɑstan/ تلفظ :‌ [n'Axon piR'Astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ناخن
  • ناخن افتاب
  • ناخن انداختن
  • ناخن بر
  • ناخن بر دل زدن
  • ناخن برا
  • ناخن براه
  • ناخن برای
  • ناخن بره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناخن پیراستن. [ خ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) پیراستن ناخن. کوتاه کردن ناخن. ناخن گرفتن. ناخن چیدن.
- ناخن پیراستن از چیزی ؛ دست کشیدن از آن. بترک آن گفتن. رها کردن آن. وانهادن آن :
بپیرای از طمع ناخن به خرسندی که از دستت
چو این ناخن بپیرائی همه کارت بپیراید.
ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کوتاه کردن ناخن ناخن چیدن . یاناخن پیراستن از ناخن چیدن . یاکشیدن از آن : بپیرای از طمع ناخن بخرسندی که از دستت چواین ناخن بپیرایی همه کارت بپیراید. ( ناصرخسرو )

کلمات مرتبط

  • ناخن
  • ناخن افتاب
  • ناخن انداختن
  • ناخن بر
  • ناخن بر دل زدن
  • ناخن برا
  • ناخن براه
  • ناخن برای
  • ناخن بره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات