کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیروزگون | کلماتور
معانی کلمه : پیروزگون
تلفظ بین المللی :
/pirˈuːzɡun/
تلفظ :
[piR'u:zgun]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیروزهگون
پیروزگر گرمابه
پیروزجنگ
پیروزجنگی
پیروزروز
پیروزمند
پیروزمندانه
پیروزمندی
پیروزور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیروزگون. ( ص مرکب ) پیروزه گون.چون فیروزه. برنگ فیروزه. بسان فیروزه :
بسی رفتم پس آز اندرین پیروزگون بشکم
کم آمد عمر و نامد مایه آز و آرزو را کم.
ناصرخسرو.
تو پنداری که نسرین و گل زرد
بباریده است بر پیروزگون لاد.
ناصرخسرو.
فرهنگ عمید
۱. مانند پیروزه.
۲. به رنگ فیروزه.
فرهنگ فارسی
( صفت )مانند فیروزه برنگ پیروزه : تو پنداری که نسرین و گل زرد بباریده است بر پیروزه گون لاد. ( ناصر خسرو )
کلمات مرتبط
پیروزهگون
پیروزگر گرمابه
پیروزجنگ
پیروزجنگی
پیروزروز
پیروزمند
پیروزمندانه
پیروزمندی
پیروزور
نظرات