کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیروزجنگ | کلماتور
معانی کلمه : پیروزجنگ
تلفظ بین المللی :
/pirˈuːzdʒanɡ/
تلفظ :
[piR'u:zdZang]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پیروزجنگی
پیروزهگون
پیروزمند
پیروزمندانه
پیروزمندی
پیروزان
فیروزجنگ
پیروزنام
اریک پیروزمند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیروزجنگ. [ ج َ ] ( ص مرکب ) در نبردها فیروز. فاتح در حرب. مظفر در رزم. که از جنگ پیروز برآید :
عنانتاب شد شاه پیروزجنگ
میان بسته بر کین بدخواه تنگ.
نظامی.
همانا کزان بود پیروزجنگ
که پیروزه را فرق کردی ز سنگ.
نظامی.
فرهنگ عمید
پیروز در نبرد، آن که در جنگ پیروز شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) فیروزه نبرد فاتح در حرب آنکه در جنگها مظفر شود: عنان تاب شد شاه پیروز جنگ مبان بسته برکین بد خواه تنگ . ( نظامی )
کلمات مرتبط
پیروزجنگی
پیروزهگون
پیروزمند
پیروزمندانه
پیروزمندی
پیروزان
فیروزجنگ
پیروزنام
اریک پیروزمند
نظرات