Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیروزمند

تلفظ بین المللی : /pirˈuːzmand/ تلفظ :‌ [piR'u:zmand]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اریک پیروزمند
  • پیروزمندانه
  • پیروزمندی
  • بازگشت پیروزمندانه به اورشلیم
  • عصر فرمانروایان 2 پیروزمندان
  • فیروزمند
  • فیروزمندی
  • پیرومد
  • پیروزجنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پیروزمند. [ م َ ] ( ص مرکب ) فیروزمند. مظفر. باپیروزی. منصور. فاتح. برمُراد. کامیاب :
بنوعی دلم گشت پیروزمند
کزآن گونه دیوی درآمد ببند.
نظامی.

فرهنگ عمید

۱. پیروزی یافته، به پیروزی رسیده، مظفر، پیروزوَر.
۲. کامیاب.

فرهنگ فارسی

پیروزی یافته، به پیروزی رسیده، کامیاب، مظفر
( صفت ) ۱- با پیروزیمظفرمنصور فاتح فیروزمند. ۲- بمراد رسیده کامیاب : بنوعی دلم گشت پیروز مند کزان گونه دیوی در آمد ببند. ( نظامی )

مترادف و متضاد

کامیاب، مرادمند، موفق

پیروزگار، غالب، فاتح، منتصر، فیروزمند، مظفر، منصور ≠ مغلوب

۱. پیروزگار، غالب، فاتح، ، منتصر، فیروزمند، مظفر، منصور
۲. کامیاب، مرادمند، موفق ≠ مغلوب


کلمات مرتبط

  • اریک پیروزمند
  • پیروزمندانه
  • پیروزمندی
  • بازگشت پیروزمندانه به اورشلیم
  • عصر فرمانروایان 2 پیروزمندان
  • فیروزمند
  • فیروزمندی
  • پیرومد
  • پیروزجنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات