کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وصف-کردن | کلماتور
معانی کلمه : وصف کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈasf kˈardan/
تلفظ :
[v'asf k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
به برق وصل کردن
بهم وصل کردن
برق وصل کردن
حبس یا وقف کردن
چیزی را وقف کردن
دوشاخه را بسیم برق وصل کردن
وصل کردن
وقف کردن
قطع وصل کردن
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
وصف کردن. [ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شرح چیزی را دادن. تعریف کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد
describe
(فعل)
توصیف کردن، تعریف کردن، شرح دادن، وصف کردن
کلمات مرتبط
به برق وصل کردن
بهم وصل کردن
برق وصل کردن
حبس یا وقف کردن
چیزی را وقف کردن
دوشاخه را بسیم برق وصل کردن
وصل کردن
وقف کردن
قطع وصل کردن
نظرات