Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وسوسه گر

تلفظ بین المللی : /vˌasvasˈeːɡar/ تلفظ :‌ [v,asvas'e:gaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد
  • وسوسهگر
  • لزوم گرداوری وجوه شرعی
  • وسوسه
  • وسوسه و از راه بدر کردن
  • وسوسه کردن
  • وسوسه انگیز
  • وسوسه مند
  • وسوسه سنت انتوان
  • وسوسه انداز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

وسوسه گر. [ وَس ْ وَ س َ / س ِ گ َ ] ( ص مرکب ) وسوسه انداز. ( فرهنگ فارسی معین ) :
آگهید از رگ جانم که چه خون میریزد
خون ز رگهای دل وسوسه گر بگشایید.
خاقانی ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

وسوسه کننده.

مترادف و متضاد

tempter (اسم)
شیطان، اغوا کننده، وسوسه گر

کلمات مرتبط

  • وسوسهگر
  • لزوم گرداوری وجوه شرعی
  • وسوسه
  • وسوسه و از راه بدر کردن
  • وسوسه کردن
  • وسوسه انگیز
  • وسوسه مند
  • وسوسه سنت انتوان
  • وسوسه انداز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات