معانی کلمه : وسوسه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. وسواس پیدا کردن، بد اندیشیدن، پیدا شدن اندیشۀ بد در دل انسان.
۲. (تصوف ) تحریکات شیطانی.
۲. (تصوف ) تحریکات شیطانی.
فرهنگ معین
(وَ وَ س ) [ ع . وسوسة ] (اِ. ) پیدا شدن اندیشة بد در دل . ج . وساوس .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اغوا، انگیزش، بداندیشی، تحریص، تحریک، تلقین، وسواس
temptation (اسم)
فریب، اغوا، ازمایش، امتحان، خواست، فریبندگی، فتنه، وسوسه
