کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : واشکستن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑʃkastˌan/
تلفظ :
[v'ASkast,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ورشکستن
زیادی بزرگ برای ورشکستن
کاسه وابستن
مونو واکسن
حکم ورشکستگی
کاملا ورشکست
واجستن
واکسن زنی
ورشکست شدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
واشکستن. [ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بازشکستن. خم کردن. تا کردن. دولا کردن : الفتخ ؛ سرانگشتان سوی کف واشکستن. ( مجمل اللغة ) ( تاج المصادر بیهقی ).
کلمات مرتبط
ورشکستن
زیادی بزرگ برای ورشکستن
کاسه وابستن
مونو واکسن
حکم ورشکستگی
کاملا ورشکست
واجستن
واکسن زنی
ورشکست شدن
نظرات