Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : واجستن

تلفظ بین المللی : /vˈɑdʒsatˌan/ تلفظ :‌ [v'AdZsat,an]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • کاسه وابستن
  • وارستن
  • وابستن
  • واجست
  • واپستن
  • ورجستن
  • جزیره والستن
  • ری والستن
  • ویلیام هاید والستن
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

واجستن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جستجو و تفحص نمودن. جستجوی چیز گمشده کردن. ( آنندراج ). بازجستن و جستجو کردن چیزی را پس از غایب بودن و تفحص نمودن از چیز گمشده. ( ناظم الاطباء ). تفقد. ( زوزنی ) ( ترجمان قرآن عادل بن علی ). تفحص کردن. تفتیش. واپرسیدن : چو واجستیم از آن صورت که حال است رصد بنمود کاین معنی محال است.نظامی.آتش عشق در دل ما جوعاشقان ضعیف را واجو.عراقی همدانی.و رجوع به تفحص و واپرسیدن و ...

مترادف و متضاد

بازبینی، تفحص، جستجو کردن، واجویی، یافتن


کلمات مرتبط

  • کاسه وابستن
  • وارستن
  • وابستن
  • واجست
  • واپستن
  • ورجستن
  • جزیره والستن
  • ری والستن
  • ویلیام هاید والستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات