معانی کلمه : نوشینه
لغت نامه دهخدا
نوشینه. [ نو ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) نوشین. شیرین. دلچسب. گوارا. مطبوع. در تمام معانی رجوع به نوشین شود :
رطب چین درآمد ز نوشینه خواب
دماغی پرآتش دهانی پرآب.|| شراب گوارا. نوشین باده. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نوشین. از صفات شراب است. || ( اِ ) نام نوائی است از موسیقی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
رطب چین درآمد ز نوشینه خواب
دماغی پرآتش دهانی پرآب.|| شراب گوارا. نوشین باده. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نوشین. از صفات شراب است. || ( اِ ) نام نوائی است از موسیقی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
نوشین#NAME?
= نوشین
فرهنگ معین
(نِ ) (ص نسب . ) ۱ - شراب گوارا. ۲ - نوایی از موسیقی قدیم .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nušine) (نوش + اینه (پسوند نسبت)) ، منسوب به نوش ، منتسب به نوش ؛ نوشین ، ← نوشین .
