کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نافذفرمان | کلماتور
معنی کلمه : نافذفرمان
تلفظ بین المللی :
/nɑfˈazfarˌemɑn/
تلفظ :
[nAf'azfaR,emAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
گل نافرمان
نافرمان
نافرمان شدن
نافرمان پذیر
نافرمان پذیری
نافرمانبردار
نافرمانی
نافرمانی کردن
اختلال نافرمانی مقابله ای
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نافذفرمان. [ ف ِ ف َ ] ( ص مرکب ) نافذحکم. فرمانروا. که فرمان روان دارد. مطاع فرمان : حکام زمان و سلاطین نافذفرمان. ( حبیب السیر ).
کلمات مرتبط
گل نافرمان
نافرمان
نافرمان شدن
نافرمان پذیر
نافرمان پذیری
نافرمانبردار
نافرمانی
نافرمانی کردن
اختلال نافرمانی مقابله ای
نظرات