Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نازک بدنی

تلفظ بین المللی : /nˈɑzok badˈani/ تلفظ :‌ [n'Azok bad'ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نازک بدن
  • نازکبدن
  • نازک
  • نازُک
  • نازک آب کاری
  • نازک ادا
  • نازک اغوش
  • نازک اندام
  • نازک اندیش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نازک بدنی. [ زُ ب َ دَ ] ( حامص مرکب ) نازک بدن بودن. ظرافت و لطافت. صفت و حالت نازک بدن :
شمع گر با تو کند دعوی نازک بدنی
کشتنی ، سوختنی باشد و گردن زدنی.
فطرت.

فرهنگ فارسی

کیفیت و حالت نازک بدن نازک تنی .

کلمات مرتبط

  • نازک بدن
  • نازکبدن
  • نازک
  • نازُک
  • نازک آب کاری
  • نازک ادا
  • نازک اغوش
  • نازک اندام
  • نازک اندیش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات