Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نازک

تلفظ بین المللی : /nˈɑzok/ تلفظ :‌ [n'Azok]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • نازُک
  • نازک آب کاری
  • نازک ادا
  • نازک اغوش
  • نازک اندام
  • نازک اندیش
  • نازک اندیشه
  • نازک اندیشی
  • نازک بخارائی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نازک. [ زُ ] ( ص ) کنایه از معشوق و مطلوب و شاهد. ( برهان قاطع ). محبوب نازکننده. بت. فغ. جانانه. دلدار. دلبر. ( انجمن آرا ). محبوب. معشوق. شاهد. ( ناظم الاطباء ) : ز چندان نازکان و نازنینان نمی بینم یکی از همنشینان.نظامی.آرزومندتر از شراب وصل نازکان. ( ترجمه محاسن اصفهان ).رسیدنازک من ای نظارگی زنهاربپوش دیده گرت جان به کار می آیدامیرخسرو ( از انجمن آرا ).به دست مشاطه جمال نازکان و نازنینان بنی آ...

فرهنگ عمید

۱. باریک.
۲. [مجاز] لطیف، ظریف.
۳. دارای پهنای کم.
۴. [مجاز] دقیق، حساس.
۵. [مجاز] ضعیف.
۶. [مجاز] زودرنج، حساس.

فرهنگ معین

(زُ ) (ص . ) ۱ - باریک . ۲ - لطیف ، نرم ، زیبا، ظریف .

فرهنگ فارسی

یکی از قرائ بخش پلدشت شهرستان ماکو استان چهارم ( آذربایجان غربی ) . ۱٠۹۱ تن سکنه دارد . محصولش غلات حبوبات و پنبه است . شغل مردم آن کشاورزی گله داری و صنعت دستی آنها جاجیم بافی است .ظریف، باریک، لطیف، ضدکلفت( صفت ) ۱ - باریک : در جامه گلگون کمر نازک آن شوخ از لعل بود همچو رگ لعل نمودار. ( صائب ) ۲ - آنچه که ستبری آن بسیارکم است مقابل ستبر ضخیم کلفت : آنچه او با سپر کرگ روزنبرد نتوان کردن با شیشه ن...

دانشنامه عمومی

دقیق

مختصات: ۳۱°۴۱′۴۵″ شمالی ۵۰°۴۸′۴۴″ شرقی / ۳۱٫۶۹۵۸۳°شمالی ۵۰٫۸۱۲۲۲°شرقی / 31.69583; 50.81222فهرست روستاهای ایراننازک (لردگان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لردگان در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.این روستا در دهستان ارمند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰ نفر (۴خانوار) بوده است.wiki: سرده بزرگی از گیاهان آب دار است که شامل گونه های زیادی شام...

گویش مازنی

زودرنج

۱لطیف ۲ظریف ۳متضاد واژه ضخیم

/naazek/ لطیف - ظریف ۳متضاد واژه ضخیم

فرهنگ اسم ها

اسم: نازک (دختر) (فارسی) (تلفظ: nazak) (فارسی: نازک) (انگلیسی: nazak)
معنی: نازنین و زیبا

گویش اصفهانی

تکیه ای: nâzok
طاری: nâzok
طامه ای: nâzok
طرقی: nâzok
کشه ای: nâzok
نطنزی: nâzok

مترادف و متضاد

دقیق

ملوس

زودرنج

نازنین

ترد، شکننده

باریک، لاغر

رقیق، کم‌رنگ

ظریف، لطیف ≠ زمخت

۱. ظریف، لطیف
۲. دقیق
۳. زودرنج
۴. ترد، شکننده
۵. رقیق، کمرنگ
۶. باریک، لاغر
۷. ملوس
۸. نازنین ≠ زمخت

fine (صفت)خوب، خوشایند، ریز، نازک، عالی، لطیف، ظریف، فاخر، نرم، شگرفtender (صفت)دقیق، حساس، مهربان، نازک، لطیف، ترد، باریک،...

واژه نامه بختیاریکا

( نازُک ) ( تح ) ؛ ( فا ) ؛ خوب و خوشگل
( نازُک ) صفتی است که به جای مطلوب و ایده آل کاربرد دارد؛ عالی؛ مناسب
توش و تنک

کلمات مرتبط

  • نازُک
  • نازک آب کاری
  • نازک ادا
  • نازک اغوش
  • نازک اندام
  • نازک اندیش
  • نازک اندیشه
  • نازک اندیشی
  • نازک بخارائی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات