Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میرکه

تلفظ بین المللی : /mirˈokeː/ تلفظ :‌ [miR'oke:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • میرکه قلعه قاضی
  • سراب میرکه
  • سراب میرکه بال
  • سراب میرکه بالا
  • مدرکه
  • محرکه
  • مشرکه
  • معرکه
  • معرکه بستن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

میرکة. [ رَ ک َ ] (ع اِ) بالشچه ٔ پیش پالان که چون سوار مانده گردد پای خود را بر آن گذارد. (منتهی الارب ، ماده ٔ ورک ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).

میرکه . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد، واقع در 24 هزارگزی شمال خاوری گهواره با 100 تن سکنه . آب آن از سراب و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5)....

فرهنگ فارسی

بالشچه پیش پالان که چون سوار مانده گردد پای خود را بر آن گذارند

کلمات مرتبط

  • میرکه قلعه قاضی
  • سراب میرکه
  • سراب میرکه بال
  • سراب میرکه بالا
  • مدرکه
  • محرکه
  • مشرکه
  • معرکه
  • معرکه بستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات