Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : معرکه بستن

تلفظ بین المللی : /maʔrˈekeː bˈastan/ تلفظ :‌ [ma?R'eke: b'astan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فان باستن مارکو
  • مارکو فان باستن
  • معرکه
  • معرکه ساز
  • معرکه چیدن
  • معرکه کردن
  • معرکه گاه
  • معرکه گرفتن
  • معرکه گیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

معرکه بستن. [ م َ رَ ک َ / م َ رِ ک ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) معرکه گرفتن. ( آنندراج ) :
ببین چه معرکه ای بسته چشم پرکارش
نشسته فتنه و ازگوشه ای تماشایی است.
میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).
و رجوع به معرکه گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) معرکه گرفتن .
معرکه گرفتن

کلمات مرتبط

  • فان باستن مارکو
  • مارکو فان باستن
  • معرکه
  • معرکه ساز
  • معرکه چیدن
  • معرکه کردن
  • معرکه گاه
  • معرکه گرفتن
  • معرکه گیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات