Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میخ کوب کردن

تلفظ بین المللی : /mˈixkub kˈardan/ تلفظ :‌ [m'ixkub k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • میخکوب کردن محکم کردن
  • میخ کوب
  • میخ کوب شدن
  • کور میخ
  • میخ کوبی
  • میخ کوبی مسیر
  • اندیس کوه میخ انبار 1
  • اندیس کوه میخ انبار 2
  • کوه میخ انبار 1
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

میخ کوب کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) میخ کردن. میخ کوفتن به جایی. توتید. به میخ دوختن. میخ زدن. با میخ استوار کردن. ( از یادداشت مؤلف ). سر قوطی یا جعبه ای را با میخ استوار کردن : قوطیها تراشیده پرعسل کرده است و سر آنها را میخکوب کرده و مهر نموده. ( رشحات علی بن حسین کاشفی ). || از وحشت ودهشت کسی را در جای خود بی حس و حرکت ساختن : مرد مسلح با نشانه رفتن به سوی پیرمرد او را در جای خود میخکوب کرد. ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - سخت در جای خود ثابت و بیحرکت کردن . ۲ - کسی را مات و متحیر برجا گذاشتن .

مترادف و متضاد

transfix (فعل)
مبهوت کردن، سپوختن، میخکوب کردن

spike (فعل)
سپوختن، میخکوب کردن

کلمات مرتبط

  • میخکوب کردن محکم کردن
  • میخ کوب
  • میخ کوب شدن
  • کور میخ
  • میخ کوبی
  • میخ کوبی مسیر
  • اندیس کوه میخ انبار 1
  • اندیس کوه میخ انبار 2
  • کوه میخ انبار 1
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات