Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میخ کوب شدن

تلفظ بین المللی : /mˈixkub ʃˈodan/ تلفظ :‌ [m'ixkub S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • میخ کوبیدن
  • با میخ کوبیدن
  • میخ کوب
  • میخ کوب کردن
  • کور میخ
  • میخ کوبی
  • میخ کوبی مسیر
  • اندیس کوه میخ انبار 1
  • اندیس کوه میخ انبار 2
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

میخ کوب شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در جای خود بی حس و بی حرکت ماندن و از شدت وحشت قادر به حرکت نبودن : وقتی شکارچیان نعره ببر را شنیدند در جای خود میخکوب شدند. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به میخکوب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - سخت در جای خود ثابت و بیحرکت ماندن . ۲ - مات و متحیر برجا ماندن .

مترادف و متضاد

petrify (فعل)
گیج کردن، از کار انداختن، برجای خشک شدن، سنگ کردن یا شدن، میخ کوب شدن، متحجر کردن

کلمات مرتبط

  • میخ کوبیدن
  • با میخ کوبیدن
  • میخ کوب
  • میخ کوب کردن
  • کور میخ
  • میخ کوبی
  • میخ کوبی مسیر
  • اندیس کوه میخ انبار 1
  • اندیس کوه میخ انبار 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات