Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موکب روان

تلفظ بین المللی : /mˈoːkeb ravˈɑn/ تلفظ :‌ [m'o:keb Rav'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مرکب راندن
  • موکب
  • موکب ارا
  • موکب ارای
  • موکب داری
  • موکب رو
  • موکب آرا
  • موکب آرای
  • ستاره موکب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موکب روان. [ م َ / مُو ک ِ رُ ] ( اِ مرکب ) عبارت است از حشم و خدم که همراه موکب باشند. ( آنندراج ). ج ِ موکب رو. سواران یا پیادگان که همراه سلطان یا فرمانروا باشند : به هارونیش خضر و موسی دوان مسیحا چه گویم ز موکب روان.نظامی.چو در موکب قلب دارا رسیدزموکب روان هیچ کس را ندید.نظامی.و رجوع به موکب و موکب رو شود....

فرهنگ فارسی

عبارت است از حشم و خدم که همراه موکب باشند ٠

کلمات مرتبط

  • مرکب راندن
  • موکب
  • موکب ارا
  • موکب ارای
  • موکب داری
  • موکب رو
  • موکب آرا
  • موکب آرای
  • ستاره موکب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات