معانی کلمه : موکب رو
لغت نامه دهخدا
موکب رو. [ م َ / مُو ک ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) رونده در التزام رکاب شاه. که در موکب پادشاه یا بزرگ یا امیری حرکت کند. که در التزام رکاب سلطان باشد :
مریخ ، ملازم یتاقت
موکب رو کمترین وشاقت.وشاقان موکب رو زودخیز
به دیدار تازه ، به رفتارتیز.و رجوع به موکب و موکب روان شود.
مریخ ، ملازم یتاقت
موکب رو کمترین وشاقت.وشاقان موکب رو زودخیز
به دیدار تازه ، به رفتارتیز.و رجوع به موکب و موکب روان شود.
فرهنگ فارسی
رونده در التزام رکاب شاه ٠
